مشاوره با وکیل

ماده 662 قانون مدنی در رابطه با مشاوره با وکیل بیان می دارد « وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را انجام دهد وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن امر اهلیت داشته باشد» بنابراین دو شرط از این ماده حاصل می شود شرط اول موکل خود بتواند عمل را انجام دهد و شرط دوم وکیل برای انجام آن عمل اهلیت داشته باشد.

امری که موکل خود حق انجام آن را ندارد نمی تواند نمایندگی به دیگری بدهد که بجای او به جای آورد و البته می تواند به مشاوره با وکیل بپردازد ؛ به عنوان مثال مالی را که از طرف مقامات صالح بازداشت شده و مالک ممنوع از نقل و انتقال آن می باشد ، نمی تواند به دیگری وکالت دهد که آن مال را به غیر انتقال دهد ؛ زیرا نمایندگی در امری است که از نظر قانون انجام آن برای موکل ممنوع است و ممنوع قانونی در عالم حقوق مانند محال عادی در عالم مادی و محال عقلی در عالم عقل می باشد. در مسائلی که قانون انجام آن عمل را منع ننموده ولی در اثر عوامل خارجی عملاً موکل نمی تواند آن را انجام دهد ؛ وکالت دیگری در انجام آن ممکن است ؛ بعنوان مثال ملکی مورد غصب واقع شده و مالک نمی تواند آن را از شخص غاصب پس بگیرد ولی دیگری که سابقه آشنائی با غاصب دارد می تواند آن را تادیه و یا به او انتقال دهد و در این صورت آن مالک می تواند به شخص مزبور وکالت در گرفتن مال از شخص غاصب و یا انتقال به وی بدهد.

همچنین کسی که شخصاً از حقی بهره مند نیست نمی تواند اعمال آن را به وکالت واگذار کند یا از مشاوره با وکیل بهره مند شود . بنابراین در اموری همچون غصب و بطور کلی هر فعل ممنوعی وکالت امکان پذیر نیست. منظور از قصد توانستن در ماده 662 توانایی انجام عمل است بنابراین کافی است قانون حقی را برای شخص به رسمیت شناخته باشد ولو این که در اعمال این حق مشکلاتی در عمل بر سر راه صاحب حق وجود داشته باشد .

برای مثال ؛ اگر مستودع از رد امانت به مالک امتناع کند و مالک شخصاً توانایی الزام او را به رد امانت نداشته باشد ؛ می تواند در مورد استرداد امانت به شخص دیگری وکالت دهد. همچنین شخصی که مال خود را رهن گذارده است تا زمانی که دین خود را ادا نکرده است ، حق تصرف و نقل و انتقال مال خود را ندارد ولی مانعی وجود ندارد که از هم اکنون به شخص دیگری وکالت دهد ، پس از فک رهن نسبت به فروش این مال اقدام کند ؛ زیرا در زمان انجام موضوع وکالت مالک حق تصرف در مال خود را خواهد داشت . ولی مستأجری که از حق انتقال مورد اجاره به غیر ممنوع گردیده است ، حق انتقال مال به غیر را ندارد و بنابراین حق تفویض وکالت به دیگری در انتقال به غیر نیز نخواهد داشت.

بنابراین با توجه به مباحثی که ارائه شد معلوم می شود منظور قانونگذار از این که موکل خود بتواند عمل را انجام دهد یعنی این که توانایی حقوقی آن را داشته باشد نه از لحاظ جسمی مثلاً کسی که ورشکسته است. از لحاظ حقوقی حق تصرف در اموال خود را ندارد و بنابراین نمی تواند به دیگری وکالت دهد که اموال او را بفروشد ولی کسی که مریض است و نمی تواند حق خود را اجراء کند اشکالی ندارد که به دیگری وکالت دهد و وکالت نیز بیشتر برای این گونه موارد به وجود آمده است.

باید توجه داشت ؛ در اموری که قانون مباشرت شخص معین در انجام امری می باشد نمی توان آن را به وسیله دیگری انجام داد و نیابت در آن باطل خواهد بود ( البته می توان در آن مورد به مشاوره با وکیل پرداخت ) مثلاً کسی که اجیر به قصد مباشرت در امری می شود نمی تواند دیگری را نماینده در انجام آن امر نماید و از آن قبیل است اموری که انجام آن را قانون از شخص معینی خواسته مانند قسم، لعان، شهادت، و اقرار ولی اموری که قانون مباشرت شخص معین را لازم ندانسته وکالت در آن صحیح است و شخص می تواند مثلا از یک وکیل پایه یک دادگستری استفاده کند ؛ مانند اجرای هر یک از عقد بیع، صلح، اجاره عاریه. و در موردی که تردید شود مباشرت در امری لازم است طبق اصل حقوقی اصاله عدم عدم لزوم مباشرت و اصاله الصحه در عقد وکالت در آن صحیح می باشد زیرا مقصود از عمل نتیجه حاصل از آن عمل است اگرچه حصول آن از شخص معینی مورد طلب باشد مگر آنکه قانون به لزوم مباشرت تصریح نماید و یا از اعمالی باشد که از طبیعت آن و یا قرینه قطعیه دلالت بر لزوم مباشرت نماید.

و دیگر این که وکالت ـ و نه مشاوره حقوقی با وکیل ـ در اموری میسور است که مباشرت موکل در آن شرط نشده باشد و الا نمی تواند آن عمل را به شخص دیگری واگذار نماید . بنابراین توکیل در باب عبادات از قبیل طهارت از طریق وضو، غسل و تیمم ، نماز و روزه در حال حیات باطل است. همچنین اموری که انجام آن را قانون از شخص معینی خواسته است از قبیل قسم و شهادت در دادگاه، و لعان در محضر حاکم و همچنین اجیر در صورت شرط مباشرت نمی تواند کار مورد اجاره را به دیگری واگذار کند. اما در جایی که شرط مباشرت نشده اعم از عقود و ایقاع وکالت صحیح و نافذ است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *