اقامه دعوی علیه شرکت

اقامه دعوی علیه شرکت

اقامه دعوی علیه شرکت

بیشتر افراد تصور می کنند که عموم شکایات و پرونده ها بر عیله افراد حقیقی و مشخص اقامه می شود. اما چنین فرضی کاملا اشتباه است. به گفته مشاور حقوقی شرکت ها در گروه وکلای سفیر صلح ، یکی دیگر از پرونده های رایج ، دعاوی مربوط به شرکت هاست.

شما به عنوان یک فرد حقیقی می توانید علیه یک شرکت یا موسسه اقامه دعوا کنید.

بیشتر مواقع افراد به علت دعاوی مالی شرکت ها به وکیل پایه یک دادگستری مراجعه می کنند. در نظر بگیرید که شما مدت هاست در یک شرکت مشغول به کار هستید ، و اکنون به هر علتی همکاری شما قطع شده است.در این شرایط تکلیف حقوق مالی شما چه می شود ؟اقامه دعوی علیه شرکت

پرداخت سنوات ، بیمه و دیگر مسائل از این دست ، تحت چه شرایطی انجام می گردد ؟

مشاور حقوقی می تواند در این زمینه شما را راهنمایی کرده و بگوید که چگونه علیه شرکت اقامه دعوا داشته باشید.اقامه دعوی علیه شرکت

جهت تماس با گروه وکلای سفیر صلح می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید :

26643908 021

09121994176

در ادامه تصمیم داریم به برخی وظایف مشاور حقوقی شرکت ها بپردازیم و بگوییم در چه زمینه هایی می توانید از وی کمک بگیرید. اقامه دعوی علیه شرکت

شرح وظایف واحد حقوقی شرکت ها

یک مشاور حقوقی می تواند ار صفر تا صد تاسیس یک شرکت در کنار شما باشد. در وهله ی اول می تواند در نوشتن و تحریر اساس نامه یک شرکت به شما کمک کند. علاوه بر این به هنگام اقامه دعوی علیه شرکت نیز شما را راهنمایی خواهد کرد.اقامه دعوی علیه شرکت

باید بدانید که هر شرکتی یک شخصیت حقوقی دارد. اینم مسئله به آن معنی است که هرگونه دعوایی علیه شرکت صورت بگیرد، علیه اشخاص نخواهد بود و شخصیت حقوقی شرکت ملزم به پاسخ گویی است. اقامه دعوی علیه شرکت

اما در یک شرکت سهامی عام یا خاص ، هیئت مدیره ای وجود دارد که به اتفاق آراء یک نفر مدیر عامل برای شرکت خود انتخاب می کنند و این مدیر عامل مسئولیت پاسخ گویی به تمام مشکلات به وجود آمده را خواهد داشت.

اما در این میان سوال دیگری که مطرح می شود این است که چنان چه مدیر عامل به طور سهوی یا عمدی ، اساس نامه شرکت را زیر پا بگذارد و مسئولیت های خود را انجام ندهد ، در این صورت تکلیف چه خواهد بود ؟

در مورد مسئولیت‌های مدیران شرکت‌های تجاری اعم از کیفری و مدنی، دو مطلب کلیدی باید مدنظر قرار گیرد. نخستین مطلب تفکیک حاکمیت دو نظام قانونی متفاوت بر شرکت‌های سهامی و شرکت‌های غیرسهامی است. با این توضیح که برای شرکت‌های سهامی قانون ویژه‌ای که لایحه اصلاحی قانون تجارت سال ۱۳۴۷ است، مقرر شده است. این لایحه قانونی که باید آن را قانون شرکت‌های سهامی نامید مسئولیت‌های کیفری و مدنی متفاوت و خاصی را بر شرکت‌های سهامی اعمال می‌کند.
نکته دوم که متاسفانه به علت بی‌توجهی به مفهوم و منطق مقررات در برخی آرای صادره از سوی دادگاه‌ها، اثری برخلاف اراده مقنن به بار می‌آورد این است که مدیر در شرکت‌های سهامی، مفهومی متفاوت از مدیرعامل دارد.

نکته ی دیگری که در این میان مطرح است آن خواهد بود که در صورتی که مدیر نسبت به وظایف خود بی توجه باشد ، چه کسی می تواند علیه وی اقامه دعوی داشته باشد ؟ آیا شرکت به عنوان یک شخص حقوقی چنین مسئولیتی خواهد داشت یا این که هرکدام از سهامداران به تنهایی می توانند علیه وی اقامه دعوا داشته باشند ؟

د رپاسخ به این سوال چنین گفته می شود که تمام این مسئله به این بستگی خواهد داشت که شخص زیان دیده، شخص حقیقی باشد یا عدم رسیدگی به وظایف شرکت ، مستقیما شخصیت حقوقی شرکت را مورد تهدید قرار داده است !!

در حالت نخست یعنی اگر سهامدار یا ثالث از اعمال مدیر یا مدیرعامل زیان دیده باشد، می‌تواند علیه شخص مدیر متخلف مبادرت به اقامه دعوی کند. در این وضعیت رابطه مدیران با سهامدار و ثالث مانند مدیر یا هر شخص دیگری است که قربانی عملکرد مدیر شده است.
در حالت دوم یعنی چنانچه شرکت از اعمال زیان‌بار مدیران خسارت ببیند یا اقدامات مدیران در نقض قانون، اساسنامه یا مصوبات مجامع باشد مثلا مدیران اموال شرکت را برای منافع شخصی مورد دست‌اندازی قرار دهند یا روشی غیر از شیوه مقرر در مصوبه مجمع عمومی فوق‌العاده را برای انجام افزایش به کار بندند، دو شیوه اقامه دعوی برای جبران زیان‌های وارد بر شرکت قابل اعمال است: در این صورت هم شرکت به عنوان ذی‌نفع مستقیم و اصیل و هم سهامداران به عنوان ذی‌نفع می‌توانند علیه مدیران اقامه دعوی کنند.

اما این شکایات به چه نحوی تنظیم خواهند شد ؟

عموما این شکایت به دو نحو تنظیم می شوند. شکل اول این است که کلیه مدیران و صاحبان امضا در شرکت ، دعوایی را علیه یکی از مدیران سابق یا مدیر کنونی شرکت اقامه خواهند کرد و در حالت دوم ، یک یا چند شخصی حقیقی شرکت به نمایندگی از دیگر مدیران و هم چنین خود شرکت مبادرت به اقامه دعوا می نمایند.

در شیوه دوم، یک یا چند تن از سهامداران به عنوان ذی‌نفع (غیرمستقیم) به دلیل خسارات وارد بر شرکت علیه مدیران مبادرت به تقدیم دادخواست می‌کنند. اگرچه برخی دادگاه‌ها برای مطالبه خسارت وارد بر شرکت توسط سهامداران سمت قائل نیستند و قرار رد دعوی صادر می‌کنند، رویه معمول به ویژه در دادگاه‌های تجدیدنظر پذیرش دعوای سهامداران علیه مدیران برای جبران خسارات وارد بر شرکت است که با اراده قانونگذار که در مقررات متعدد قانونی از جمله مواد ۱۴۱ و ۱۴۳ انعکاس یافته است، انطباق دارد. در همه این مقررات به امکان طرح دعوی از سوی ذی‌نفع اشاره شده که اگر این مفهوم را به خود شرکت محدود سازیم، ذکر واژه ذی‌نفع بی‌معنی بوده و صرف قید شرکت به جای ذی‌نفع کافی بود. این در حالی است که سهامداران شرکت مصداق اجلی و قدر متیقن مفهوم «ذی‌نفع» به شمار می‌رود. حتی در مواردی بستانکاران شرکت را می‌توان مصداق مفهوم ذی‌نفع به شمار آورد.

طرح دعوا علیه شرکت منحل شده

طرح دعوا علیه شرکت منحل شده نیز با شرایط بالا قابل انجام است. تصور کنید که شما یکی از سهامداران یا کارمند شرکتی بوده اید و اکنون آن شرکت منحل شده است . تکلیف حقوق شما چه می شود ؟

در پاسخ به این سوال باید بگوییم بهترین راه این است که از کمک های یک وکیل استفاده کنید تا بتوان شکایت درستی علیه مدیران یا شخصیت حقوقی شرکت تنظیم نمود.

 جهت تماس با گروه وکلای سفیر صلح می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید :

26643908 021

09121994176

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *