درخواست طلاق از طرف زن

انواع دادخواست طلاق

دادخواست های طلاق به این بستگی دارد که کدام یک از زوجین آن را ارائه کرده باشند و بر همین اساس به سه دسته تقسیم می شوند :
۱- درخواست طلاق از سوی مرد
۲- درخواست طلاق از طرف زن
۳- طلاق توافقی

شرایط  درخواست طلاق از طرف زن

هر کدام از این اشکال طلاق از لحاظ حقوقی خاصیت ها و ویژگی های منحصر به فرد خود را دارند . در این مقاله درخواست طلاق از طرف زن را تشریح می کنیم و به جنبه های مختلف آن می پردازیم :
گرچه عمل طلاق دادن عموماً از سوی مرد صورت می گیرد اما قوانین مدنی و خانواده شرایطی را پیش بینی کرده است که زن نیز با استناد به آن ها می تواند درخواست طلاق از دادگاه داشته باشد . بهتر است زمانی که در خواست طلاق از طرف زن  است با مشاور حقوقی مشورت کند تا از قوانین و حقوق خود آگاه شود .این شرایط را به صورت مختصر بررسی کرده ایم :

خودداری یا ناتوانی شوهر نسبت به پرداخت نفقه

برحسب ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی « در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و ضرورت او به پرداخت نفقه ، زن می‌تواند برای طلاق به قاضی رجوع کند و قاضی زوج را مجبور به طلاق می کند . همچنین در صورت ناتوانی شوهر از دادن نفقه نیز همین حکم و رای برای مرد اجرا می شود . » نکته‌ای که از این ماده قانونی درک می‌شود این است که زوجه برای اخذ طلاق در ابتدا باید از دادگاه تقاضای نفقه از سوی شوهرش کند و در ادامه و درصورتی ‌که حکم صادره از سوی دادگاه در مورد نفقه اجرایی نشد ، تقاضای طلاق نماید .

درخواست طلاق از طرف زن

عسر و حرج زن

بر اساس ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی : « در صورتی ‌که باقی ماندن زوجیت موجب عسر و حرج زن باشد ، او می‌تواند به قاضی شرع رجوع کرده و تقاضای طلاق کند . چنانچه عسر و حرج مذکور در دادگاه اثبات شود ، دادگاه می ‌تواند زوج را مجبور به طلاق نماید و در صورتی‌ که این اجبار مقدور نباشد زن با اجازه حاکم شرع طلاق داده می‌شود . »
عسر و حرج ذکر شده در این قانون عبارت است از وضعیتی که دوام زندگی برای زن را با مشقت و سختی همراه ساخته و تحمل آن مشکل و چه بسا غیر ممکن باشد . یکی از مواردی که زنان جامعه سعی می‌کنند تا از آن برای طلاق گرفتن استفاده کنند ، همین مفهوم عسر و حرج است . گرچه می شود بعضی از مفاهیم همچون بیماری صعب‌العلاج شوهر، اعتیاد به مواد مخدر ، عدم پرداخت نفقه یا ترک طولانی مدت زندگی مشترک را از مفاهیم عسر و حرج دانست ؛ اما مسئله ای که اینجا وجود دارد این است که تعریف این مفهوم در حوزه اختیارات قاضی قرار گرفته است و در بسیاری از موارد روند ها و شیوه های مختلفی در این باره وجود دارد .

غیبت زوج

ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی تصریح می‌کند : « هرگاه فردی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد زوجه او می‌تواند دادخواست طلاق خود را به دادگاه ارائه نماید… » در این صورت با رعایت قوانین مرتبط به شخص مفقودالاثر (ماده ۱۰۲۳) قاضی حکم طلاق زن را صادر کرده و او را به اختیار خود طلاق می دهد .
از آنجایی ‌که تحمل انتظار ۴ ساله و تشریفات قانونی مرتبط با شخص مفقودالاثر ، دشوار به نظر می‌رسد ، عملاً این ماده قانونی برای طلاق چندان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد . اما راه ‌حل ساده تری که بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد یکی از شروط ضمن عقد است ( شروطی که زن در هنگام عقد نکاح می تواند برای همسر خود بگذارد ) که برحسب آن اگر زوج شش ماه غیبت کند زن از جانب شوهر برای طلاق وکالت پیدا می کند .

وکالت زن در طلاق

ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی می‌گوید : « طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که منافی با مقتضای عقد ذکر شده نباشـد در ضـمن عقد ازدواج یا عقد لازم یکدیگر بنمایند : مثلاً این که شرط شود هرگاه شـوهر زن دیگـری اختیار کند یا در مدت مشخصی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا برعلیه زندگی زن سوء قصد یا سوء رفتاری نماید کـه زندگانی آنها با یکدیگر غیر ممکن شود ، زن وکیل و وکیل حقوقی در توکیل باشد کـه پـس از ثابت شدن شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد . »
از بین شرایطی که در این مقاله مطرح شد ، مورد آخر یعنی وکالت زن در طلاق ، که به ‌موجب شروط ضمن عقد و تحقق آن‌ها به زن داده می‌شود ؛ بیشترین استفاده را برای درخواست طلاق از طرف زن دارد ، زیرا اثبات موارد موجود در آن معمولا ساده تر است و همچنین زمان کمتری نیز می گیرد .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *