فریب در ازدواج

تدلیس یا فریب در ازدواج آن است که با کارهای متقلبانه ایراد یا نقصی را که در یکی از طرفین ازدواج وجود دارد را مخفی کنند ، یا وی را دارای صفات و شرایطی معرفی کنند که آن ها را ندارد ، مثل آن که مردی خود را به خلاف واقعیت صاحب ثروت و مقام معرفی کند ، یا با ارائه گواهی نامه جعلی خود را صاحب مدارک عالیه یا دکتر خطاب کند و از این طریق فرد دیگر را به قبول کردن ازدواج متمایل کند ، یا زن برعکس واقعیت ، خود را دختر فلان فرد معتبر و معروف یا مزین به هنر خیاطی یا آشپزی یا موسیقی معرفی نماید یا خویشتن را باکره جلوه دهد یا کچلی خود را با استفاده از کلاه گیس بپوشاند و به این شیوه تمایل مرد را با ازدواج برانگیزاند و پس از عقد مشخص گردد که فرد صفات مذکور را نداشته یا ایرادی داشته که با کارهای فریبنده و متقلبانه خود، آن را پنهان نموده است ، در صورت وجود چنین شرایطی شخص فریب خورده می تواند عقد ازدواج را فسخ کند . در صورت مواجه شدن با چنین مشکلی حتما با یک وکیل پایه یک دادگستری مشورت کنید.

تدلیس و فریب در ازدواج توسط شخص ثالث

و لیکن تدلیس زمانی مصداق دارد که سوء نیت و هدف دغل کاری وجود داشته باشد ، به این معنی که یک طرف به شکلی عمدی و با کارهای متقلبانه خود شخص دیگر را گول زده و ترغیب به عقد نکاح کرده باشد .
در اینجا پرسشی که مطرح می شود این است که اگر در صورتی که تدلیس و فریب در ازدواج توسط شخص ثالثی ایجاد شده باشد به عنوان مثال مادر یا خواهر صفاتی را به عکس واقعیت برای زن یا مرد عنوان کند ، آیا فریب خورده در این جا هم می تواند عقد نکاح را فسخ کند یا خیر ؟

مسائل و توضیحات قانونی در این باره صراحت و وضوح کافی نداشته اند به همین دلیل حقوق دانان دو دسته نظر خود را در این باره به این شکل مطرح می کنند : دسته اول اشخاصی که تدلیس توسط فرد ثالث را موجب اختصاص حق فسخ به فرد دانسته اند و دسته ای دیگر که فریب خورده را مستحق حق فسخ نمی دانند .

دلایلی عنوان می گردد که می شود بر طبق آن ها این گونه نتیجه گرفت که تدلیس که منجر به فسخ نکاح می گردد باید از سوی فردی که عقد می کند و یا با تبانی و همدستی وی انجام شده باشد:

مجازات فریب در ازدواج چیست؟

ارکان تدلیس

« در شرایطی فریب در ازدواج تحقق پیدا م یکند که دارای دو عنصر باشد: مادی و معنوی

۱-عنصر مادی : بایستی اقداماتی انجام گردد که عیب و ایرادی را مخفی کند یا وجود صفتی را که مورد علاقه طرف عقد است در دیگری نمایان سازد چه می خواهد این نمایان شدن به شکل گفتاری و لفظی باشد چه نوشتاری ، یا انجام اقدامات خدعه آمیز (مانند ارائه ی گواهی جعلی برای تایید حرف گفته شده )
تشخیص اقداماتی که فریب در ازدواج را مشخص می کند بر عهده عرف است. اخلاقیات هر گونه دروغ و تقلبی را سرزش می کند ، اما در حقوق برخی از دروغ ها به موجب عرف جزء موارد فسخ ازدواج نیستند . به عنوان مثال، توصیف نجابت و خانه داری یا زبیایی زن در اغلب ازدواج ها به شکلی مبالغه آمیز انجام می شود و همین مسئله را نمی توان جزو موارد تدلیس به حساب آورد .»
۲- عنصرمعنوی : اقداماتی که انجام می گردد بایستی به شکلی اختیاری و از روی عمد باشد و به نیت فریب دادن طرف دیگر انجام شود ، درباره این مسئله قانون مدنی حکمی ندارد اما واضح و مبرهن است که مفهوم فریب دادن اگر که عمدی نباشد ، جرم مذبور اتفاق نمی افتد » .

مجازات فریب در ازدواج چیست؟

بر اساس ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامی در بخش تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ « در صورتی که هر کدام از طرفین ازدواج پیش از عقد نکاح طرف خود را به مسائلی دروغین از جمله داشتن تحصیلات عالیه ، استطاعت مالی فراوان ، موقعیت اجتماعی ، شغل ، سمت خاص ، مجرد بودن و مسائلی این چنینی فریب دهد و عقد بر اساس هر کدام از آنها انجام گیرد ، مرتکب این جرم به مجازات حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می شود . »

بر اساس ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی « هر زمانی که در یکی از طرفین ازدواج صفت خاصی شرط شده باشد و پس از عقد مشخص گردد که فرد مذکور آن صفت شرط شده را نداشته،قانون برای طرف مقابل حق فسخ قائل شد خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد به صورتی تبنی بر آن واقع شده باشد »
از این جهت تفاوتی میان نکاح دائم و نکاح موقت وجود ندارد و در هر موردی که یکی از طرفین ازدواج این امکان را داشته باشد که بر اساس ماده ذکر شده در قانون نکاح دائم را فسخ نماید، هر کدام از طرفین ازدواج در ازدواج موقت هم می تواند به همان دلیل نکاح را فسخ کند .

مطالبه خسارت ناشی از فریب در ازدواج

هر زمانی که ازدواج ناشی از تدلیس باشد، فریب خورده این امکان را دارد که بر اساس قواعد مسئولیت مدنی از مدلسّ ( فریب دهنده ) درخواست خسارت کند ، اعم از این که فریب دهنده یکی از زوجین یا شخص ثالث دیگری باشد و اعم از این که همسر فریب خورده از حق فسخ استفاده کند یا نه. به همین علت هر زمانی که شوهر ، به خاطر تدلیس ، با زنی ثیب (غیر با کره ) به جای بکر ( باکره ) ازدواج کند و از حق فسخ نخواهد یا نتواند استفاده کند این امکان را دارد که ما بالتفاوت میان مهر بکر و ثیب را تحت عنوان خسارت از فریب دهنده بگیرد و در صورتی که مهر را پرداخت نکرده و فریب دهنده خود زن است ، این امکان را دارد که مابه التفاوت را از مهر کم کند و الباقی را به زن پرداخت نماید . اکنون فرض کنیم که زنی شوهر خود را فریب داده و به خاطر این فریب نکاح انجام گرفته و نزدیکی صورت گرفته باشد ؛ آن زمان مرد از تدلیس مطلع شده نکاح را فسخ می کند . اگر قصد مطالبه خسارت ناشی از تدلیس را دارید با مشاوره حقوقی حرفه ای از روند قانونی این کار مطلع شوید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *